تبليغاتX
نانیک

فهرست مطالب دی ماه

پرسپولیس قهرمان لیگ برتر شد!

گزیده ی طنز عبید زاکانی

درس اخلاق: جهان پهلوان تختی

مشخصات متولدین دی ماه

I love you" in different Languages "

بدنسازی نوجوانان

مواد منفجره

دولت زیاریان

اکتشافات مهم

فیبر نوری

نوشته شده توسط نوید در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 13:44 | لینک ثابت

پرسپولیس قهرمان لیگ برتر شد!

 

مرداد1387،گروه ورزش نانیک:

بالاخره بعد از دو ماه تاخیر، لیگ منظم! ایران با قهرمانی پرسپولیس به پایان رسید. تیم پرسپولیس از هفته ی هفدهم این مسابقات و بعداز هت تریک شاه حسینی مقابل سپاهان ، که منجر به اختلاف 7امتیازی بااین تیم شد، تا هفته ی 34 هیچ رقیبی برای کسب عنوان قهرمانی نداشت. سپاهان، رقیب اصلی پرسپولیس بعداز هفته ی 17،از کورس قهرمانی جا مانده، و پس از آن هم دیگر تیم ها از ترس بلایی که بر سر سپاهان آمد، جرأت رقابت با پرسپولیس را نداشتند.

لازم به ذکر است طی چند سال گذشته افراد بسیاری از جمله بگوویچ،آری هان،دنیزلی و قطبی در قهرمان کردن پرسپولیس ناکام مانده اما بالاخره، این شاه حسینی بود که توانست این تیم را به این قهرمانی برساند.

پس از این افتخار تمام اعضای تیم به خواسته هایشان رسیدند. آقای قطبی بازهم با متانت! برای سرمربیگری تیم ملی اعلام آمادگی کرد. واحدی نیکبخت این بار از مذاکره با منچستریونایتد خبر داد.

 تنها فردی که به پاداش خود نرسید آقای شاه حسینی بود که نقش اصلی را در قهرمانی پرسپولیس بر عهده داشت.بدین منظور در زیر راه هایی برای دریافت پاداش ، به آقای شاه حسینی پیشنهاد می شود:

1-    مادیات را فراموش کرده وپاداش خود را در آخرت به طور تمام وکمال دریافت کنند.

2-    پاداش خود را  به صورت چک از آقای کاشانی دریافت و با کمی شانس پس از100سال ، نوه ی فرزند آقای شاه حسینی آن را وصول کند. ( در نتیجه با راه اول زودتر به پاداش خود می رسد.)

3-    سپاهان را دوباره جریمه ی نقدی نماید و... .

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 6:39 | لینک ثابت |

درد عجیب:

مردی پیش طبیب رفت و گفت: موی ریشم درد می کند. پرسید که چه خورده ای؟ گفت: نان و یخ. گفت: برو بمیر که نه دردت به درد آدمی می ماند نه خوراکت.

 

گول زدن نکیر ومنکر:

مردی در حال جان دادن افتاد. وصیت کرد که درشهر،کرباس پاره های کهنه ی پوسیده بطلبند و کفن او سازند. گفتند: غرض از این چیست؟

گفت: تا چون نکیر ومنکر  بیایند، پندارند که من مرده ی کهنه ام، مزاحم من نشوند.

 

اگر می توانستم:

عسسان{پاسبانان} شب به مردی مست رسیدند، بگرفتند که برخیز تا به زندانت بریم. کفت: اگر من به راه توانستمی رفت، به خانه ی خود رفتمی.

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 6:36 | لینک ثابت |

«آبرو»

حسین ملاقاسمی:

جهان پهلوان تختی رادیوی کوچکی داشت که در همه مسافرت ها با خود همراه داشت. این رادیو در اتاقش گم شد.وی به مصطفی تاجیک گفت:«رادیوی من گم شده است.» بعد از آن که تختی از اتاق بیرون رفت تاجیک به بچه ها گفت:«رادیوی آقای تختی گم شده و من باید آن راپیدا کنم.» بدون این که تختی از این موضوع خبر داشته باشد، به هر صورت که بود رادیو پیداشد. وقتی پهلوان بازگشت، تاجیک گفت:«رادیو راپیدا کردم.» و جریان پیدا کردن رادیو را به او گفت. تختی خیلی ناراحت شد، چون به آبروی شخصی لطمه خورده بود. بلافاصله به تاجیک گفت:«این چه کاری بود که کردی..!» به رادیو نگاه کردو گفت:«این رادیو متعلق به من نیست، مال من6موج دارد... ببرید این را به صاحبش بدهید». تختی این کار را برای حفظ آبروی یک نفر انجام داد. این یکی از صفات جهان پهلوان بود.

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 6:35 | لینک ثابت |
مشخصات متولدین دی:

نشان:بُز

عنصر:خاک

طبع:سرد و خشک

سنگهای موافق:یاقوت کبود،فیروزه، عقیق

رنگ های موافق:سیاه، قهوه ای،سبز، آبی

سیاره:زحل

عدد:8

حروف موافق:ج،خ،گ

روز موافق:شنبه

سوره های موافق:جن

فلزات موافق:آهن،پلاتین،سرب

خصوصیات کلی متولدین دی:

وقت شناس،محتاط و ملاحظه کار،گاه مغرور و بدعنق،قدرشناس و خجالتی، در امور جنسی،دارای اعتماد به نفس، اغلب خونسرد، باثبات و بااراده، طالب مقام و ثروت، خانواده دوست،اغلب جوانتر از سنش به نظر می رسد، بیزار از طلاق و جدایی،دارای احساس مالکیت نسبت به همسر، پرتحمل دارای پشتکار، بیزار از اسراف، دارای حافظه ای خوب،دوست دارد مورد احترام قرار بگیرد.

 

نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 19:41 | لینک ثابت |

"I Love You" in Different Languages

Afrikaans : Ek is lief vir jou
Ek het jou lief
Albanian : Te dua
Amharic : Afekrishalehou
Arabic : Ana Behibak (to a male)
Ana Behibek (to a female)
Basc : Nere Maitea
Bavarian : I mog di narrisch gern
Bengali : Ami tomAy bhAlobAshi
Berber : Lakh tirikh
Bicol : Namumutan ta ka
Bulgarian : Obicham te
Cambodian : kh_nhaum soro_lahn nhee_ah
Bon sro lanh oon
Cantonese : Ngo oi ney
Catalan : T'estim (mallorcan)
T'estime (valencian)
T'estimo (catalonian)
T'estim molt (I love you a lot)
Chinese : Wo ie ni (Manderin, Cantonese)
Croatian : Volim te (most common), or
Ja te volim (less common)
Czech : miluji te
Danish : Jeg elsker dig
Dutch : Ik hou van jou
Estonian : Mina armastan sind
Esperanto : Mi amas vin
Persian (Farsi) : Tora dust midaram
Flemish : Ik zie oe geerne
Finnish : Mina" rakastan sinua
French : Je t'aime
Friesian : Ik bin fereale op dy
Ik ha^ld fan dy (Most commonly used phrase) (the ^ is above the a)
Gaelic : Ta gra agam ort
German : Ich liebe Dich
I mog Di ganz arg! (Suebian: South German dialekt.)
Greek : S' ayapo
Gujarati
(a dialect of India)
"Tane Prem Karoo Choo"
Hausa : Ina sonki
Hebrew : aNEE oHEIVET oTKHA (female to male)
aNEE oHEIV otAKH (male to female)
Ani ohev at (man to woman)
Ani ohevet atah (woman to man)
Hindi: Mein Tumse Pyar Karta Hoon
Hokkien : Wa ai lu
Hopi : Nu' umi unangwa'ta
Hungarian : Szeretlek te'ged
Icelandic : ?g elska ßig
Indonesian : Saya cinta padamu
Saya Cinta Kamu
Aku tjinta padamu
Saja kasih saudari
Italian : Ti amo
Irish : taim i' ngra leat
Japanese : Kimi o ai shiteru
Kazakh : Men seny jaksy kuremyn
Kiswahili : Nakupenda
Korean : Tangsinul sarang ha yo
Kurdish : Ez te hezdikhem
Latin : Te amo
Vos amo
Lao : Khoi huk chau
Latvian : Es Tev milu
Lingala : Nalingi yo
Lithuanian: Ash miliu tave
Luo : Aheri
Madrid lingo : Me molas, tronca
Malay/Indonesian : Saya cintakan awak(awak=kamu=you)
Aku sayang engkau (engkau=kamu=you)
Malay : Saya cintamu
Saya sayangmu
Maltese: Inhobbok!
(Added by Christine )
Mandarin : Wo ai ni
Mohawk : Konoronhkwa
Navajo : Ayor anosh'ni
Ndebele : Niyakutanda
Norwegian : Jeg elsker deg (Bokmaal)
Eg elskar deg (Nynorsk)
Pakistani : Muje se mu habbat hai
Persian : Tora dost daram
Pilipino : Mahal Kita
Iniibig Kita
Polish : Ja Cie Kocham or Kocham Cie (Pronounced Yacha kocham)
Portuguese : Eu te amo
Romanian : Te iu besc
Russian : Ya lyublyu tebya
Ya vas lyublyu
Scot Gaelic : Tha gra\dh agam ort
Serbian : Volim te (most common), or
Ja te volim" (less common)
Shona : Ndinokuda
Sioux : Techihhila
Slovak : lubim ta
Slovene : ljubim te (??????)
Spanish : Te amo
Swahili : Nakupenda
Swedish : Jag a"lskar dig
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
Tagalog : Mahal kita
Taiwanese : Gwa ai lee
Tamil Naan Unnai Kadhalikiren (Entry by krishna connexions@theoffice.net)
Thai : Phom Rak Khun
Ch'an Rak Khun
Tunisian : Ha eh bak
Turkish : Seni seviyorum!
Urdu : Mujhe tumse muhabbat hai (Entry by Magsemail@aol.com)
Vietnamese : Anh ye^u em (man to woman)
Em ye^u anh (woman to man)
Toi yeu em
Vlaams : Ik hou van jou
Welsh : 'Rwy'n dy garu di.
Yr wyf i yn dy garu di (chwi)
Yiddish : Ikh hob dikh lib
Zazi : Ezhele hezdege (sp?)
Zuni : Tom ho' ichema

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 6:55 | لینک ثابت |

1.دویدن و سایر تمرینات آئروبیک :دوچرخه سواری ،شنا،طناب زدن

2.ازپله ها بالا وپایین رفتن

3.شنا رفتن :  برای تقویت عضلات سینه،عضلات دلتوئید وپشت بازو

4.شنا رفتن با دست های قلاب شده به یکدیگر: برای افزایش نیرو و استقامت بازوها

5.بارفیکس: برای عضلات پشت. بارفیکس رفتن درحالی که کف دست به سمت بیرون باشد مشکل تر از بارفیکس رفتن به حالتی که کف دست به سمت داخل باشد است.هر چه قدر دست ها ازیکدیگرفاصله داشته باشند،انجام حرکت مشکل تر است.

6.بالا بردن ساق پا: این تمرین را هربار روی یک پا انجام دهید وسعی کنید پاشنه پا را تا حدامکان پایین بیاوریدو تا جاییکه می توانیدروی انگشتان پا هم بالا بروید. این تمرین را تاجاییکه احساس سوزش در ساق پا کنید ادامه دهید.

7.پایین رفتن:خودتان را روی دو میله که به طورموازی قرار گرفته اند بالا ببرید تا دستهایتان کاملا بحالت مستقیم درایند سپس تا جاییکه می توانید بین دو میله پایین بروید .اگردر هنگام این حرکت به جلو متمایل شوید عضلات سینه بیشتر کار می کند اگر بطور مستقیم قرار گرفته واین حرکت را انجام دهید فشار روی عضلات سه سر(پشت بازو)خواهد بود.

8.جهیدن:جهیدن تمرین خوبی برای تقوییت پاها، و همچنین گرم کردن برای قبل از شروع ورزشهای دیگر است.اگر در هنگام انجام این حرکت پای خود را جلو تر ازحدمعمول بگذارید بر اثرکشش،بیشتر عضلات داخلی پا وکشاله ران تقویت خواهند شد.

9.پرس شانه ها: در حالیکه دمبلی در هر دست داریدمستقیم بایستید.دمبلها را طوری که کف دستها بطرف بدن باشد تا هم سطح شانه ها بالا بیاورید.هر دو دمبل راهمزمان با هم تا جاییکه می توانید مستقیم بالاببرید،تا دستها کاملاراست شوند.سپس به ارامی انها را پایین بیاورید تا به نقطه ی شروع برسند.

10.عضلات طرفین: مستقیم بایستید،یک دمبل درهر دست بگیرید،طوری که کف دستها بطرف داخل بدن باشد.دستها را مستقیم نگهداشته،دمبلها را بطرف بالا وخارج طرفین بدن تا سطح بالای سرتان ببرید.در هنگام انجام این تمرین کف دستها را بطرف زمین نگهدارید.وقتی دمبلها به بالاترین نقطه رسیدند،باهمان قوسی که انها را بالا بردید به ارامی پایین بیاورید تا به نقطه شروع حرکت برسند.

11.تقویت عضلات سه سر پشت بازو: دمبلی را بایک دست گرفته و آنرا تا حدی که دست شما کاملآ کشیده شده باشد تا بالای سر ببرید،آرنج ها نزدیک گوش قرار می گیرند.دمبل را به آرامی تا جاییکه میتوانید از پشت سر پایین برید،تا جاییکه کشش عضلات سه سر پشت بازو را حس کنید،اما اجازه ندهید که آرنج از کنار گوش دور شود.دمبل را بالا بده تا به وضعیت شروع برسد،سپس تمرین را با دست دیگرانجام دهید.

12. چرخش دمبل(بالا بردن دمبل):مستقیم بایستید،یک دمبل در دست بگیرید طوری که دستها درکنار بدن شما کاملآ کشیده شده باشند.مچ دستها را بچرخانید تاکف دست وساعد بطرف بیرون قرار گیرند.آرنج ها رابه کنار بدن تکیه داده ،وزنه ها را تا جاییکه می توانیدبالا ببرید تا جاییکه احساس فشردگی روی عضلات دو سر بازو دربالاترین نقطه حرکت کنید. وزنه ها را به آرامی وبا همان قوسی که بالا بردید پایین بیاورید تا به وضعیت شروع برسند.سعی کنید درموقعی که به پایین ترین نقطه می رسید دستها کاملآ کشیده ودر بالاترین وضعیت کاملآ منقبض شده باشند.

13.اسکات:مستقیم بایستید، دمبلی در هر دست بگیرید،دستها باید کاملآ درکنار بدن کشیده شده باشند. پشت خود را مستقیم وسر را بالا نگهدارید،زانوها را خم کرده  وبدن را پایین بیاورید،تا حدی که ران ها به موازات زمین قرار گیرند. درصورت نیاز پاشنه های پا را می توانید از زمین بلند کنید.سپس بامستقیم کردن پاها  بدن خود را بلند کنید تابه وضعیت شروع برسید.

14.جهیدن با دمبل:مستقیم بایستید دمبلی در هر دست گرفته و در کنار بدن نگهدارید. یک پای خود را جلو گذاشته و زانوها راخم کنید. بدن خود راتاحدی که زانوی پای عقب زمین را لمس کند پایین ببرید. به طرف بالا بیایید و پاهای خود را درکنار هم قرار دهید تا به وضعیت شروع برسند،این حرکت را با پای دیگر نیز تکرار کنید.هرچه پای خود جلوتر بگذارید حرکت دشوارتر وهر چه قدم شما کوتاه تر باشد حرکت آسانتر خواهدشد.

15.خم شدن وپاروکردن: با هر دست یک دمبل بگیرید . زانو را کمی خم کنید تنه ی خود را از ناحیه ی کمر تا حدی که قسمت بالا تنه ی شما موازی زمین  قرار گیرد خم کنید.دمبلها و بازوها  را از ناحیه شانه ها  آویزان کنیدو کف دستها را روبروی یکدیگر قراردهید. بدون اینکه بدن خود را بالا ببرید  وزنه ها را تاحدی که می توانید بالا برده به شانه ها نزدیک کنید. سپس،وزنه ها را به آرامی پایین بیاورید تا به وضعیت شروع برسند. کشش عضلات پشت را حس کنید.

 

نکته مهم:

بدن هر شخص زمانبندی خودش را برای رشد دارد و شما نمی توانید آنرا تسریع کنید.پیشرفت رشد شما موقعی است که بدن شما به شما چه می گوید،وچیزهایی راکه احتیاج دارد برایش مهیا کنید. برای نوجوانان،این مفهوم عبارتست از تمرینات سخت،انجام تمرینات فیزیکی لازم،تغذیه ی صحیح، و اجتناب ازبرداشتن وزنه هایی که بدن تحمل آنها را ندارد.

از کتاب آموزش بدنسازی

نوشته ی آرنولد شوارتزنگر

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 6:51 | لینک ثابت |

خلاصه مطالب

انواع مواد منفجره از معدودی اجزاء که همگی شناخته شده هستند و ایمنی کار با آنها تایید شده است ساخته می شوند . این مواد انرژی را به صورت ذخیره در خود نگه می دارند و آماده برای اجرای مقاصد نظامی و مهندسی می باشند.

 

در پی سالهایی که پروژه های معدنی و عمرانی در سراسر جهان به انجام رسیده ثابت شده است که استفاده از مواد منفجره ارزان تر، سریعتر، پرکاربردتر و نیز ایمن ترین راه اجرای طرح های معدنی و عمرانی می باشد. نکته قابل توجه در استفاده از مواد منفجره ایمنی بسیار بالای مواد منفجره می باشد، که این امر موجب گشته است که مهندسان اجرا، استفاده از مواد منفجره را به ماشین آلات ترجیح می دهند.

 

مقدمه

بخش عمده ای از فعالیت های آبادانی هرکشور در فهرست زیر جا دارد .

 

- استخراج معادن

-  سد سازی

-  حفر تونل و ترانشه برای ساختن راه و راه آهن

-  حفر کانال و تونل برای انتقال آب

-  ایجاد فضاهای زیر زمینی

-  بندر سازی و اسکله سازی

-  لوله کشی

-  راهسازی

-  تسطیح کوه و تپه برای کشاورزی و عمران

-  توسعه شهر ها و تخریب بناهای قدیمی

در گلیه موارد فوق قسمتی از هزینه را شکستن سنگ تشکیل می دهد. مصالاً در استخراج معادن باید اقدام به ایجاد راه ، تونل ، ویا تونل شیب دار نمود تا به کانسار رسید و سپس ماده معدنی را به قطعات قابل حمل از توده کنسار چدا کرده و به محل مصرف حمل نمود. اجرای این ملیات مستزم شکستن سنگ است. در ساختن راه و راه آهن برای جفر تونل و ترانشه نیز باید اقدام به شکستن سنگ نمود . بررسی سایر موارد ذکر شده نیز نشان میدهد که یکی از نکات مشترک آنها، شکستن سنگ است.

در ایران معادن متعددی در حال بهره برداری هستند . بخش بزرگی از مساحت ایران را سلسله کوههای البرز و زاگرس پوشانده اند . حدود 1500 کیلومتر مرز آبی در جنوب و 500 کیلومتر مرز آبی در شمال کشور وجود دارد . وجود سنگ در برنامه های عمرانی که باید در هر نقطه از ایران اجرا شود محسوس است و در اجرای این برنامه شکستن سنگ امری اجتناب نا پذیر میباشد.

 

برای شکستن سنگ احتیاج به نیروی است که بر مقاومت سنگ غلبه کرده و آن را بشکند. این نیرو را میتوان از منابع زیر تامین کرد:

 

الف: نیروی انسانی

 

ب: ماشین

 

ج: ماده منفجره

 

الف نیروی انسانی :

در قدیم با روشهای زیر اقدام به شکستن سنگ می کرده اند:

 

1- سنگ را با سوزاندن چوب در روی آن داغ کرده و سپس آب سرد روی آن می پاشیدند.

2-  سنگ را در محل های مرتفع برده و به پائین پرت می کرده اند

3-  با استفاده از پتک یا ابزار های وزین به سنگ ضربه زده و آنرا می شکستند.

وجه مشترک همه روشهای ذکر تولید بسیار کم و خستگی زیاد است. شاید برای شکستن یک قطعه سنگ در شرایط خاص و نبودن وسیله مناسب بتوان یکی از این روشها را بکار برد ، اما برای تولید زیاد و اجرای کارهای توسعه و عمران در مقیاس کلان به هیچ یک وجه تجویز نمی شوند.

ب ماشین :

ماشین دارای قدرت به مراتب زیادتر از انسان است اما در همه جا و همه شاریط قابل استفاده نیست . یک بولدزر یا بیل مکانیکی قوی قادر به خرد کردن هر نوع سنگ نبوده و بعلاوه در بسیاری موارد مثل شکستن سنگ در زیر آب ، حفر تونل و ایجاد گذرگاه در سنگ ، کارگاه استخراج معادن و شبیه آنها قابل استفاده نیست . گرچه به سبب پیشرفت تکنولوژی ، ماشین های جدید نظیر ماشین حقر تونل ( T.B.M ) به بازار عرضه شده ، باز هم در بسیاری شرایط نمی توان از این ماشینها استفاده کرد.

ج ماده منفجره :

ماده منفجره مطمئن ترین ابزار برای شکستن سنگ است زیرا از قدرت لازم برای شکستن سنگ برخوردار است و در همه شرایط از قبیل حقر تونل خرد کردن سنگ در زیر آب ، ایجاد معبر باریک یا عریض در سنگ و نظائر آن قابلیت کاربرد دارد. هنر ماده منفجره این است که انرژی خودر را در زمان بسیار کوتاه ازاد میکند و بهمین دلیل قادر است هر نوع سنگی را بشکند. گرچه ماده منفجره ویراین را به ذهن تداعی می کند اما امروزه به عغنوان ابزار مهندسی معرفی می شود که دارای قابلیت هاز زیر در شکستن سنگ می باشد:

 

- سریع

-  ارزان

-  ایمن

-  قابل انعطاف برای کار در محل های مختلف زا زیر آب تا قله کوه

مقدار ماده منفجره در هر کشور میتواند شاخصی برای ارزیابی کمیت برنامه های توسعه آن کشور باشد. مصرف سالانه مواد منفجره صنعتی در ایران حدود 30000 تن است از مصرف سالانه مواد منفجره صنعتی در دنیا آمار دقیقی در دست نیست اما با توجه به برخی آمارهای موجد ، مقدار ماده منفجهر که سالانه در دنیا بمصرف کارهای عمرانی و استخراج معادن می رسد حدود 8 میلیون تن برآورد می شود. به تناسب مساحت و در مقام مقایسه با سایر کشورها، مصرف ماده منفجره در ایران کم است. جدول زیر جایگاه ایران در مصرف ماده منفجره را تا حدودی نشان می دهد

 

عنوان

دنیا

ایران

میانگین مصرف سرانه مواد منفجره در سال به کیلوگرم بر نفر

6/1

53/0

میانگین مصرف کشوری مواد منفجره در سال به کیلوگرم بر هکتار

6/0

19/0

 

تاریخچه مواد منفجره

شکستن سنگ با استفاده از مواد منفجره از ابتدای قرن هفدهم همزمان با شناسایی باروت شروع شد. در سال 1838نیتروسلولز توسط T.J.Plonze و در سال 1846نیتروگلیسیرین توسط Sobrero Ascanio  تکمیل ورساخته شد و آنرا Piroglycerine نامید .در سال 1867 آلفرد نوبل برای سهولت حمل نیتروگلیسیرین آنرا جذب  Kieselguhr(دیاتومیت)کرد و جسمی پلاستیکی شامل 75% نیتروگلیسیرین بدست آمد. این ماده می تواند تا سه برابر وزن برابر وزن خود نیتروگلیسیرین جذب کند و محصول آن Guhr Dynamite نامیده شد.دینامیت مشتق از یونانی (dynamis) بمعنی نیرو می باشد . در سال 1875 آلفرد نوبل نوعی دینامیت از ژلاتین انفجاری ساخت که مخلوطی ژلاتینی شکل از 92% نیتروگلیسیرین و 8% نیترو سلولز بود که هنوز هم از مواد منفجره قوی صنعتی است. بدنبال آن در سال 1879 از مخلوط کردن نیترات سدیم و سایر مواد به ژلاتین انفجاری مواد منفجره ضعیفتر بدست آمد . انواع زیادی از مواد منفجره بر این اساس ساخته شده اند . مواد منفجره اکسیژن مایع در 1895 ساخته شد و نیترات آمونیوم بعنوان یک ماده منفجره در سال 1867تولید گردید اما کاربرد مخلوط آن با سوخت مایع بعنوان یک ماده منفجره صنعتی از سال 1955 میلادی متداول شد. در سال 1920 از اختیلاط دینیتروگلیکل به دینامیت ها از یخزدن آنها جلوگیری شد. در دهنه های 1950 و 1960 مواد منفجره ژله ای و در دهه ، 1960 و 1970 مواد منفجره امولسیون ساخته و به بازار تحویل شد.

 

طبقه بندی مواد منفجره

انواع مواد منفجره را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد.

 

مواد منفجره

هسته ای شیمیائی مکانیکی

مواد منفجره شیمیائی

کند سوز تند سوز

مواد کند سوز

مجاز غیر مجاز

مواد منفجره تند سوز

اولیه ثانویه

مواد منفجره مکانیکی:

مواد خنثی هستند که تحت تاثیر حرارت خیلی سریع تبخیر شده و فشار لازم را به دیواره ظرف وارد می کند.

 

مواد منفجره هسته ای :

شمامل پلوتونیم ، اورانیوم235، یا موادی شبیه آ«هاست که از نظر اتمی فعالند. فعل و انفعال اتمی تا سطحی بحراین قابل کنتل است و بعد از این ، انفجار بسیار مخربی روی خواهد داد. مواد هسته ای می توانند تا 1014× 4 کیلوگرم بر متر کار بازاء هر کیلوگرم مواد تولید کنند. در صورتیکه TNT که یک ماده منفجره شیمیائی است می تواند 104× 2/1 کیلوگرم متر کار بازاء هر کیلوگرم تولید نماید.

مواد منفجره شیمیایی

مواد منفجره شیمایی به دو دسته اثلی تند سوز و کند سوز تقسیم می شوند. در مواد منفجره تند سوز سرعت فعل و انفعالات 1500 تا 8000 متر بر ثانیه و فشار ایجاد شده از انفجار 3500 تا 250000 اتمسفر می باشد . مواد تند سوز خود به دو بخش تقسیم یم شوند : تند سوز اولیه که با اندکی تحریک از قبیل جرقه ، شعله و ضربه منفجر می شوند. تندسوز ثانویه که برای انفجار صحیح نیاز به یک موچ انفجار دارند.

 

در مواد منفجره کند سوز، سرعت انفجار به چند متر بر ثانیه می رسد و فشار وارده تا 3500 اتمسفر ممکن است برسد . این نوع مواد منفجره باری آنکه در معادن گازدار یاگرد زعال دار بکار روند بایند مراحل آزمایشی خاصی را بگذرانند. این نوع مواد اغلب ترکیب نیترات آمونیوم می باشند . مواد منفجره کند سوز ( مانند باروت ) در امور نظارمی به عنوان خرج پرتابی مصرف می شوند.

 

مواد منفجره تند سوز در جائی مثرف می شوند که فشار زیاد و آزاد شدن سریع انرژی مودر نیاز باشد. این مواد برای معدن کاری و سازیر کارهای مهندسی ، شکل دادن به فلزات و بریدن فلزات ، تخریب بناها و غیره بکار می روند.

 

انفجار

تجزیه یا سوختن سریع مواد منفجره را که منجر به آزاد شدن بسیار سریع گاز و حرارت زیاد می گردد ، انفجار می نامیم . این واکنش ، فشار بسیار زیاد به محیط اطراف خود وارد می کند و موجب شکستگی و تخریب می گردد.

 

بطور کلی مواد سوختنی هریک با سرعتی معینی می سوزند. واضح است که در شرایط معمولی نفت سریعتر از چوب و باروت سریعتر از نفت می سوزد . سرعت سوختن باروت در شرایط معمولی و در هوای آزاد 1 سانتی متر بر ثانیه می باشد. چنانچه شرایطی فراهم شود که ماده سوختنی با سرعتی به مراتب بیشتر مثلاً 1500 تا 8500 متر بر ثانیه بسوزد در این صورت پدیده اخیر را انفجار می نامند. میز توان گفت هر ماده سوختنی قابل انفجار است در صورتیکه شرایط مورد لزوم زیر فراهم باشد:

 

1- اکسیژن به اندازه کافی موجود باشد.

2-  امکان ترکیب سریع اکسیژن با ماده سوختنی فراهم باشد.

خاصیت مواد منفجر ه آزاد کردن انرژیشان در مدت زمان کوتاه می باشد، نه به دلیل بالا بودن انرژی آنها، ثابت شده است که انرژی نهفته در نفت بسیار بیشتر از نیترو سلولز (NC) که یک ماده منفجره فوق قوی، صنعتی است ولی قدرت انفجاری این ماده چنان زیاد است که بهیچ وجه به صورت خالص از آن استفاده نمی کنند. برای درک مطلب به این مثال مشهور توجه کنید:

مهلک بودن ضربات یک کارته باز به دلیل قدرت بالای ضربات وی نیست بلکه به دلیل سریع بودن ضربات وی می باشد.

 

شرایط ایجاد انفجار

برای انجاد یک انفجار اجزایی لازمند که هریک نقش معینی در انفجار دارند. برای درک مطلب به مقایسه یک فشنگ جنگی و چال معدنی توجه کنید:

 

فشنگ:

-  لوله ای فلزی به نام پوکه فشنگ که درون آن مقداری باروت به عنوان خرج اصلی قرار می گیرد.

-  باروت ( خرج فشنگ ) که انفجار آن موجب پرتاب گلوله می شود.

-  چاشنی که خود یک نوع ماده منفجره است و در اثر تحریک ناشی از سوزن اسلحه منجر شده و موجب انفجار باروت می گردد.

-  گلوله در دهانه فشنگ جا داده شده است. گاز ناشی از انفجار باروت فشار بسیار زیادی را اعمال نموده موجب پرتاب گلوله می شود.

چال معدنی:

-  چال : که عبارت است از چاله ای با قطری معین ( که قطر آن بنا به تشخیص مهندس می باشد ) محل قرار گیری خرج اصلی می باشد.

-  آنفو : پر استفاده ترین ماده منفجره صنعتی است که به عنوان خرج اصلی استفاده می شود.

-  چاشنی : که معمولاً از دینامیت استفاده می شود و موجب انفجار خرج اصلی می شود.

-  گل گذاری: بستن روی چال معدنی که از عوامل تعیین کننده در عملکرد مناسب چال می باشد و باعث انتقال قدرت گازهای ناشی از انفجار به دیواره های سنگی است.

مواد منفجره معمول در معادن ( مواد منفجره صنعتی ):

برای مطالعی مواد منفجره صنعتی آنها را به دسته های زیر تقسیم می کنیم:

 

1- مواد منفجره دانه ای ( مانند باروت و نترات آمونیم )

2-  مواد منفجره ژله ای

3-  دینامیت ها

مواد منفجره پودری:

باروت:

باروت خرج پرتابی است و در کشورهای صنعتی دیگر کاربردی ندارد اما متاسفانه در ایران برای خرد کردن سنگها از آن استفاده می شود.

 

باروت مخلوط مکانیکی از نیترات سدیم یا پتاسیم ، ذغال و گوگرد است. باروت سیاه قدیمی ترین ماده منفجره است که شناسخته شده و برای اولین بار حدود 2000 سال پیش بکار برده شده است. در سال 700 میلادی به اروپا رسید. تا سال 1313 برای آتشبازی از آن استفاده می شد. در آن سال که توپ در آلمان ساخته شد بعنوان خرج پرتابی مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1613 بوسیله ساکسنی بعنوان ماده منفجره در معادن مصرف شد

 

آنفو (ANFO):

آنفو به معنی مخلوط نیترات آمونیم و سوخت مایع است. به دلیل ارزان بودن و ایمنی بسیار بالا کاربرد بسیار بالای در معادن روباز و زیر زمینی در سراسر دنیا دارد که در ایران تنها در معادن روباز از آن استفاده می شود.

 

مواد منفجره ژله ای:

این مواد بر اساس آب و نیترات آمونیوم ساخته شده اند . این مواد در محیط مرطوب قابل استفاده اند و ایمنی کار با آنها بسیار بالا می باشد و به دو دسته عمده :

 

- ژله ای

-  امولسیون

تقسیم می شوند.

دینامیت ها:

دینامیت یک اسم عام است که به بسیاری از مواد منفجره خشک اطلاق می شود. دینامیت برای اولین بار توسط آلفرد نوبل ساخته شد و مرکب از 75% نیتروگلیسیرن و 25% دیاتومیت بود.

انواع دینامیت ها:

دینامیت ها را بر اساس نوع مواد ترکیبی طبقه بندی می کنند:

 

- دینامیت استرایت : اولین نوع دینامیتی که توسط آلفرد نوبل ساخته شد.

-  دینامیت آمونیاکی

-  دینامیت استرایت ژلاتینی

-  ژلاتین انفجاری

-  دینامیت آمونیاکی ژلاتینی

-  دینامیت نیمه ژلاتینی

-  دینامیت مخصوص

سایر مواد منفجره صنعتی

-  اکسیژن مایع (LOX)

-  مواد منفجره مکانیک

برخی از مواد منفجره که بعنوان ماده اولیه در ساخت مواد منفجره بکار میروند:

آزید ( ازتور ) سرب: ازتور سرب در اثر شعمل منجر می شود. در ساخت چاشنی های صنعتی و نظامی استفاده می شود.

دی آزودی نتروفنل ( DDNP ):

مانند ازتور سرب در ساخت چاشنی استفاده می شود.

فولمینات جیوه:

اولین بار توسط نوبل در سال 1861 بعنوان چاشنی نیتروگلیسیرین بکار گرفته شد. اما امروزه از ازتور سرب و فولمینات جیوه به جای آن استفاده می شود.

 

فولمینات نقره :

این ماده به علت قیمت و حساسیت بیش از فولمینات جیوه ، هرگز مصرف تجاری پیدا نکرده است، بلکه مقداری در کارهای آتشبازی مصرف دارد.

 

استیفنات سرب :

بعنوان خرج آتش زنه مصرف نیم شود بلکه برای آتش زدن ازتور سرب در چاشنی های الکتریکی استفاده می شود.

 

تتراسن :

به خاطر ویژگی های خاص این ماده از آن در ساختن چاشنی ها استفاده می شود.

 

نیترات آمونیوم (AN):

نتیرات آمونیوم ارزان ترین و ایمن ترین ماده منفجره استو در ساخت مواد منفجره صنعتی و نظامی کاربرد دارد. مهم ترین کاربرد های آن در ساخت آنفو و کود های شیمیایی می باشد.

 

نیترو سلولز (NC):

در خرجهای پرتابی و مواد منفجره صنعتی بکار می رود.به دلیل حساسیت بسیار بالای آن در آب یا الکل حمل می شود. با آنکه سمی نیست اما کسانی که با آن کار می کنند لازم است بعد از کار حمام کرده و لباسهایشان را عوض کنند.

 

 

نیترو گلیسیرین (NG):

در سال 1846 ساخته و در سال 1861 بوسیله نوبل به عنوان ماه منفجره به کار گرفته شد. نیتروگلیسرین از اجزای اصلی مواد منفجره صنعتی است. در ساخت خرجهای پرتابی نیز به کار می رود. مختصری نیز مصرف داروئی دارد ( سبب اتساع شریان مشود )

 

بخار آن پس از تنفس وارد خون می شود و باعث سردرد شدید میشود.

 

گلیکول دی نیترات (GDN):

برای پایین آوردن درجه انجماد انواع دینامیت استفاده می شود.

 

تری نترو تلوئن (TNT):

در ساخت مواد منفجره صنعتی، خرجهی پرتابی، بمب ها و نارنجک استفاده می شوند.

 

مواد منفجره ای که شبانه روز با آنها سرو کار داریم:

 

- گاز خانگی

-  فندک

-  حشره کشها

-  نفت سفید

-  بنزین

-  جوشکاری های بی احتیاط

-  منبع سوخت مایع

-  دیگ زودپز

 

منبع:azhbardagh.blogfa.com

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 6:50 | لینک ثابت |

دولت زياريان 315 ـ 471

كتاب: از طلوع طاهريان تا غروب خوارزمشاهيان، ص 111

نويسنده: رسول جعفريان

به قدرت رسيدن آل زيار

يكى از سلسله‏هاى نسبتا كوچك ايران كه در فاصله زمانى و مكانى ميان دولت علويان طبرستان، سامانيان خراسان و بويهيان مركز و جنوب و غرب ايران شكل گرفت، سلسله زيارى است.داستان آل زيار از اسفار بن شيرويه آغاز شد كه نسبتى با آل زيار نداشت.وى از فرماندهان ما كان بن كاكى بود و ماكان خود از فرماندهان علويان طبرستان بود كه به تدريج، به استقلال گراييد .اسفار كه خودسرى ويژه خود را داشت با ما كان نساخت و از سپاه او جدا شد.چشم اميد او به سوى سامانيان بود.به همين دليل با حمايت آنها سپاهى فراهم آورد و از سوى سامانيان امارت گرگان را به دست آورد.

در اين زمان، مرداويج ـ به معناى مردآويز، كسى كه با مرد در مى‏آويزد ـ فرزند زيار بن وردانشاه گيلى در سپاه او بود.مرداويج، از رؤساى مردمان گيل بود كه به سامانيان پناه برده بود.هم اسفار و هم مرداويج، از خان زادگان محلى بودند كه به مرور در سپاه علويان و سامانيان، موقعيتى به دست آورده بودند.

گذشت كه در جنگ اسفار بن شيرويه با داعى در نزديكى آمل، داعى شكست خورد.مرداويج كه اين زمان در سپاه اسفار بود، و به احتمال، كينه‏هاى كهنه‏اى نسبت به علويان داشت، با نيزه‏اى بر پشت داعى زد و وى را كشت.

اسفار با ماكان كنار آمد، آمل را به وى سپرد و خود در گرگان و رى نشست.اندكى بعد، اميرى كه او بر رى گماشته بود، به ستمگرى پرداخت.اسفار به سوى رى شتافت و آن امير ترك به قم گريخت.اسفار مرداويج را در تعقيبش به قم فرستاد، اماآن شخص به اصفهان گريخته بود و مرداويج بازگشت.

اين زمان حوزه قدرت اسفار گسترده بود و قدرت فراوانى داشت، به طورى كه سپاه خليفه عباسى هم از پس وى برنيامد.شورشى در قزوين سبب كشته شدن عامل اسفار شد و اسفار بيرحمانه به مردم حمله كرد و به گفته ابن اسفنديار «بسيارى اهل قزوين را بدين خيانت بكشت، چنان كه مردم خانه‏ها بازگذاشتند و به اطراف جهان پراكنده شدند، بازارها و خانه‏هاى قزوين را آتش در فرمود زد و با هيچ آفريده در آن ولايت يك رشته نگذاشت» .

گفته‏اند كه اسفار با نشان دادن گرايش‏هاى ضد دينى، به تخريب مساجد پرداخت و بدين ترتيب نشان داد كه گرايش او متفاوت از ساير حكومت‏هاى نيمه مستقلى است كه همه مى‏كوشيدند حرمت اسلام را حفظ كنند.

مرداويج كه از سوى اسفار حكومت زنجان را داشت، با همراهى مخالفان فراوان اسفار، وى را به قتل رساند.او با حمايت وزير معزول اسفار و جلب حمايت توده‏هاى مردم مسلمان و نيز همراهى امير محلى طارم محمد بن مسافر معروف به سلار ـ كه خود بنيان گذار يك سلسله محلى با نام آل مسافر شد ـ بر اسفار شوريد.اسفار كه شاهد پيوستن سپاهيانش به مرداويج بود گريخت، اما در نزديكى طالقان قزوين گرفتار شد و به قتل رسيد.از آن پس، مرداويج، وارث اسفار بن شيرويه شد.اين رخداد در سال 319 هجرى روى داد.

مرداويج بنياد گذار سلسله زيارى

مرداويج فرزند زيار، از بقاياى اميران محلى گيل بود كه سالها با علويان بازى كرده و هيچ گاه به درستى تن به اسلام در نداده بودند.آنها اسلام و دولت علوى را مزاحم خويش تلقى كرده و مى‏كوشيدند تا استقلال خويش را حفظ كنند.

زمانى كه مرداويج قدرت را به دست گرفت، كوشيد تا دست كم مناطق مركزى ايران را زير سلطه خويش در آورد.ابتدا طبرستان و گرگان را از دست ماكان بن كاكى بدر آورد و بر اين منطقه تسلط يافت.پس از آن، با پنجاه هزار نفر سپاهى راهى اصفهان شد و بدون مشكل اين شهر را تصرف كرد.در اين زمان، خاندان ابو دلف ـ كه پيش از اين درباره‏شان سخن گفتيم ـ بر اين شهر حكمرانى مى‏كردند.هنوز فتح اين شهر به درستى تمام نشده بود كه بار ديگر طبرستان بر وى شوريد و او به سرعت خود را به آن ديار رساند و اوضاع را آرام كرد.مرداويج كه به دنبال توسعه قلمرو خود بود، لشكرى را به فرماندهى خواهر زاده‏اش به سوى همدان فرستاد .در اين زمان، خلافت عباسى از ترس از دست دادن غرب ايران كه زير نظر مستقيمش بود، سخت به وحشت افتاد و لشكرى را به يارى مردم همدان فرستاد.سپاه مرداويج شكست خورد و افزون بر فرمانده، چهار هزار نفر از سپاهش كشته شدند.اين نخستين شكست سنگين مرداويج بود.

مرداويج، از خبر شكست سپاهش، خشمگين شد و خود به سوى همدان رفت.اين بار بر شهر غلبه كرد و ده‏ها هزار نفر از مردم شهر را كشت.وى حتى پس از امان دادن به مردم و گرد آورى آنها، بار ديگر دستور داد تا سپاهش شمشير كشيده آنها را نيز كشتند.كشتار بعدى در شهر دينور بود كه در آن نيز ميان هفده تا بيست و پنج هزار تن كشته شدند.سپاه مرداويج، به سوى خوزستان رفتند و آن ناحيه را نيز به تصرف خود در آوردند.

اين زمان اواخر دوران خليفه عباسى المقتدر بالله (295 ـ 320) در بغداد بود.خلافت عباسى كه از پيروزى‏هاى مرداويج سخت به وحشت افتاده بود، با وى كنار آمد.شرق اسلامى را به اقطاع او داد و مقرر شد مرداويج، سالانه دويست هزار دينار ـ سكه طلا ـ به خليفه بپردازد .اين بهاى خراج غرب ايران، به ويژه دينور و همدان بود كه تا آن زمان، خلافت عباسى حق مداخله دولت‏هاى ايرانى را در آن نداده بود.طبق معمول هدايا و پول‏ها ارسال شد و حكم خليفه همراه با خلعت اميرى نصيب مرداويج شد.

وى بار ديگر، درگير مسأله طبرستان و گرگان شد.ما كان بن كاكى آن ناحيه را با حمايت سامانيان تصرف كرد.سپاه مرداويج به آن سوى لشكر كشيد و با بيرون راندن ماكان، بار ديگر طبرستان را در اختيار گرفت.نصر بن احمد سامانى قصد جنگ ديگرى كرد و به گرگان آمد، اما كار با مصالحه تمام شد.گرگان در اختيار سامانيان قرار گرفت و طبرستان در اختيار زياريان.

اين بار مرداويج، مشكل جديدى پيدا كرد و آن مشكل ظهور آل بويه بود.عماد الدوله كه از سوى مرداويج به حكومت كرج منصوب شد، از وى روى گرداند.وى با خرم دينان آن ناحيه به نبرد پرداخت و بدين وسيله خاطر مسلمانان آن نواحى را به خود جذب كرد.عماد الدوله نتوانست در كرج بماند.به همين دليل به اصفهان رفت و آن شهر را به تصرف خود در آورد.وقتى مقاومت در برابر مرداويج را بيهوده ديد راهى ارجان ـ بهبهان ـ شد.پس از اين در شرح حال آل بويه خواهيم گفت كه وى چگونه موفق شد، شيراز را به تصرف خود در آورد.در نهايت تلاش‏هاى مرداويج سبب شد تا ميان عماد الدوله و او صلحى صورت پذيرد و وى در شيراز به نام مرداويج خطبه بخواند.اين حوادث تا سال 322 به درازا كشيد تا آن كه مرداويج به سال 323 در اصفهان كشته شد.

مرداويج در ترازو

مرداويج را از يك جهت بايد با مازيار و از جهت ديگر با يعقوب ليث مقايسه كرد.قدرتمندى كه در فاصله سالهاى كوتاهى موفقيت‏هاى فراوانى به دست آورد و بعد از آن، داعيه ضديت با اسلام و مبارزه با خلافت را مطرح كرد.اين در حالى است كه طاهريان و سامانيان وفادار به اسلام و خلافت عباسى بودند.او نيز همانند يعقوب، برادرى با نام وشمگير داشت كه كارش را ادامه داد و درست بمانند آنان، بعدها، بازماندگانش، تنها به منطقه كوچكى اكتفا كردند .

با اين حال، مرداويج ويژگى‏هاى خاصى داشت.روحيه ستمگرى او به هيچ روى در يعقوب وجود نداشت.قدرت نمايى پادشاهانه او و زيستن بسان شاهان ساسانى كه نشان از گرايش‏هاى فكرى او داشت، در يعقوب وجود نداشت.

البته يعقوب نيز نسبت به سيستانيان اعتبار و اهميت مى‏داد و تا اندازه‏اى حركت او جنبه ملى ـ محلى داشت، اما نه آن چنان كه مرداويج با تركان سپاهش كرد.او به رغم استفاده از تركان، آنان را به سختى تحقير مى‏كرد و با مجازات‏هاى سنگين، خشم نژاد پرستانه خود را نسبت به آنها نشان مى‏داد.

زمانى كه در وقت خواب او اسبان شيهه كشيدند و او را از خواب بيدار كردند، دستور داد تا به تركانى كه مراقب اسبان بودند، افسار و پوزه‏بند بزنند و در اصطبل نگاه دارند.اين اقدامات، خشم تركان را بر انگيخت و آنها را وادار كرد تا در حمام بر سر او ريخته و پس از آن كه شكمش را پاره كردند، سرش را هم از تنش جدا نمودند.

بى‏شبهه سپاهيان وى، مردمان مسلمان و اهل نماز بودند، اما اين كه گرايش خود مرداويج چه بوده، مسأله‏اى است كه در چند و چونى آن گفتگو بسيار است.در اين‏ترديد نيست كه او با اسلام ميانه‏اى نداشته و از طرف برخى از محققان، به اسلام ستيزى متهم شده است.گرايش‏هاى ايران گرايانه او در زنده كردن آداب و رسوم ايرانى كه به صورت غير عادى افراطى بود، حكايت از علائق غير دينى او دارد.

مهم‏ترين نمود اين مسأله در برگزارى جشن سده در اصفهان بود كه پيش از آن به صورت آرام توسط توده‏هاى زرتشتى و احيانا مسلمان برگزار مى‏شد.مرداويج دستور داد تا با ابهت تمام، اين مراسم را در بهمن سال 323 همراه با بر پايى آتش بازى بسيار گسترده، در اصفهان برگزار كنند.

برخى از مورخان مانند مسعودى به صراحت از قصد مرداويج براى بر اندازى حكومت عباسى سخن گفته‏اند.ممكن است چنين چيزى در انديشه وى بوده، اما به خوبى آگاه بود كه چنين توانى را ندارد و به همين دليل با خليفه كنار آمد.

در ميان اسامى خاندان زيارى و حتى فرماندهان آنها، كمتر به نام اسلامى بر مى‏خوريم.بيش‏تر آنها اسامى كهن پارسى داشتند.با اين حال، سكه‏هاى بر جاى مانده از برادرش وشمگير، مانند ساير سكه‏هاى آن عهد، آياتى از قرآن را بر روى خود دارد.بى‏شبهه و شمگير خشونت كمترى نسبت به مرداويج داشت.

وشمگير

زمانى كه كار مرداويج بالا گرفت، نامه‏اى براى برادرش وشمگير فرستاد و او را دعوت كرد تا وى را همراهى كند.آن زمان وشمگير، در سرزمين گيل به كشت برنج مشغول بود.با رسيدن نامه دست از كار شست و به مرداويج پيوست و از سوى او به حكومت رى گماشته شد.پس از كشته شدن مرداويج، يارانش به رى رفتند و با وشمگير بيعت كردند.

وشمگير طى سالهاى متمادى حكومت خود، جنگ‏ها و نبردهاى فراوانى كرد.شورشيانى مانند ماكان بن كاكى كه هر لحظه از هر سوى سر مى‏كشيدند و به هوس گرفتن گرگان و رى و اصفهان قيام مى‏كردند، او را سخت گرفتار كرده بود، اما مشكل عمده او، دو سلسله نسبتا قوى، يعنى سامانى‏ها و بويهى‏ها بود.نزديكى بويهيان با جبال و وابستگى‏هاى نژادى و منطقه‏اى آنها با گيلان، كار وشمگير را از سوى آنان سخت‏تر مى‏نمود.

وشمگير، به سال 328 اصفهان را از دست داد و همان سال مجبور شد تا گرگان رانيز به سامانيان واگذار كند.سال بعد، گر چه لشكر كشى بويهيان براى تصرف رى شكست خورد، اما در نبرد با سامانيان، وشمگير گريخت و ما كان بن كاكى هم كشته شد و رى به تصرف سامانيان در آمد.اندكى بعد، باز وشمگير بر رى تسلط يافت، اما اين بار نيز ركن الدوله بويهى به سال 331 به رى حمله كرد و آن را تصرف نمود.

طى سالهاى بعد، تا سال 357 كه وشمگير در نخستين روز آن درگذشت، بارها و بارها ميان او و بويهيان از يك سو، و با علويان طبرستان كه باز سر به قيام برداشته بودند، نبردهايى صورت گرفت.وشمگير به رغم اين همه درگيرى، و با وجود اين همه دشمن، تا اندازه‏اى خود را سرپا نگاه داشت و هر بار با اتحاد با سامانيان يا برخى ديگر، حوزه كوچكى از قدرت را براى خود نگاه داشت.

اميران زيارى

قدرت زياريان در همان عهد وشمگير، رو به زوال رفته بود، اما طبرستان و گيلان، منطقه وسيعى بود كه جاى اميران بسيارى را در گوشه و كنار خود داشت.هر بخشى در دست اميرى محلى يا علوى بود كه پس از شكست در جنگ، براى تصرف ساير مناطق، به سرزمين بومى خود باز مى‏گشت و به انتظار گرد آورى نيرو صبورى مى‏كرد.

بيستون و قابوس، دو فرزند وشمگير، بر سر جانشينى اختلاف كردند.سامانيان بيش‏تر جانب قابوس را ـ كه مادرش دختر اسپهبد شروين باوندى، از خاندان اشرافى اسپهبدان مازندران بود ـ گرفتند.گرگان كه به خراسان سامانى نزديك بود، در دست قابوس قرار گرفت و طبرستان كه به بويهيان قدرتمند نزديك بود، با حمايت آنها، به بيستون رسيد.وى سرورى بويهيان را به تمام معنا پذيرفت و بر روى سكه‏هاى خود نامشان را آورد.زمانى كه بيستون در سال 366 درگذشت، قابوس كه اكنون لقب شمس المعالى را از خليفه بغداد گرفته بود، به امارت تمامى گرگان و طبرستان رسيد.

زمانى كه در سال 371 ميان قابوس و عضد الدوله اختلاف شد و او از بويهيان شكست خورد، گرگان را ترك كرد و به سامانيان پناه برد.وى تا هيجده سال در خراسان ماند و نتوانست به گرگان باز گردد.در تمام اين مدت، تا سال 387 گرگان در اختيار بويهيان بود.در اين سال، فخر الدوله بويهى درگذشت و فرزند خردسالش‏مجد الدوله با كمك مادرش سيده به امارت رسيد.قابوس با استفاده از اين فرصت، به كمك غزنويان و نيز يكى از اسپهبدان باوندى، توانست در سال 388 بر طبرستان تسلط يابد.وى تا سال 403 كه سپاهيانش بر او شوريدند و فرزندش منوچهر را به جاى او گماشتند، بر سرير قدرت بود.پس از آن، وى را به نقطه‏اى در اطراف گرگان تبعيد كردند.بدين ترتيب باز حكومت در خاندان زيار باقى ماند.

سلاطين زيارى/سالهاى حكومت

مرداويج بن زيار/315 ـ 323

وشمگير بن زيار 323 ـ 356

بيستون بن وشمگير/356 ـ 366

شمس المعالى قابوس بن وشمگير/366 ـ 403

(به غير از سالهاى 371 ـ 388)

منوچهر بن قابوس/403 ـ 420

انوشيروان بن منوچهر/420 ـ 424

دارا بن قابوس/424 ـ 426

انوشيروان بن منوچهر (دفعه دوم) /426 ـ 434

بعد از اين دست نشانده سلاجقه شدند تا سال 471

اسكندر بن قابوس/434 ـ 441

كيكاوس بن اسكندر/441 ـ 462

جهانشاه بن كيكاوس/462 ـ 471

قابوس دورانى طولانى داشت و گرچه هيجده سال تمام را در خراسان بود، اما سال‏هاى امارتش هم به درازا كشيد.وى از يك سوى، مردى خشن و تندخو بود و از سوى ديگر، پذيراى عالمان و شاعران برجسته.

يكى از بلند پايه‏ترين عالمان دوران درخشان تمدن اسلامى در قرن چهارم، يعنى ابو ريحان بيرونى، كتاب مهم الاثار الباقيه عن القرون الخاليه را به نام قابوس تأليف كرد.آوازه قابوس تا به آنجا بود كه ابن سينا نيز اراده رفتن نزد او راداشت، اما در همان زمان، قابوس از امارت خلع و اندكى بعد كشته شد و ابن سينا ناكام ماند.

در دوران قابوس و پس از آن، ديگر آثارى از قبيل ظلم و ستم و اسلام ستيزى مرداويج و احيانا برادرش وشمگير را نمى‏بينيم بلكه در اين زمان، آنها به عنوان حامى اسلام و عالمان مسلمان و چهره‏هاى فرهيخته، شناخته شده‏اند.گفتنى است كه اين تقليدى بود از آنچه سامانيان در خراسان و بويهيان در بغداد و رى و اصفهان داشتند.متنى از شمس المعالى مانده كه با اظهار رضايت از ابو بكر و عمر، از عثمان انتقاد مى‏كند كه «زى نسك» را به «زينة الملك» تبديل كرد.اين نشان مى‏دهد كه او سنى بوده اما بسان ساير اهل سنت، تعصبى در دفاع بيهوده از سياست‏هاى عثمان نداشته است.

امارت زياريان در طبرستان و گرگان، بعدها توسط منوچهر فرزند قابوس و پس از وى توسط انوشيروان فرزند او (م 435) و برادرش دارا ملقب به اسكندر دنبال شد.بيش‏تر اين ايام، آنها يا در جنگ با غزنويان بودند و يا در پناه آنها روزگار را مى‏گذراندند.

پس از درگذشت دارا، فرزندش كيكاووس ملقب به عنصر المعالى كه كودكى را در غزنين در دربار غزنويان گذرانده بود، به امارت رسيد.وى مؤلف كتاب معروف قابوسنامه است كه به سال 475 هجرى تأليف شد و از آثار با ارزش ادبى و اخلاقى در زبان فارسى است.كيكاوس در اين كتاب، نصايحى به فرزندش گيلانشاه دارد كه ضمن آن، آداب بهتر زيستن را در بعد فردى، اجتماعى و سياسى آن به وى مى‏آموزد.او از نثرى زيبا در بيان نصايح بهره برده و ضمن آن داستان‏هاى دلكشى در زمينه‏هاى مختلف ارايه مى‏دهد.برخى از ابواب اين كتاب عبارتند از: در شناختن ايزد تعالى، در ياد كردن پندهاى نوشين روان، در مزاح كردن، در عشق ورزيدن، در كارزار كردن، در آيين دوست گرفتن، در آيين و شرط وزارت و سپهسالارى، در علم نجوم، در آيين جوانمرد پيشگى.

از آثار تاريخى بر جاى مانده از دوران زيارى، گنبد قابوس يا كاوس است كه مقبره قابوس فرزند وشمگير است كه به سال 403 هجرى به قتل رسيد.شهر گنبد نيز به يادگار همين مقبره بزرگ، اين نام را حفظ كرده است.

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 6:49 | لینک ثابت |

اکتشافات مهم

موضوع

تاریخ

نام کاشف

ملیت کاشف

آب(تجزیه)

آسپیرین

آستون

آستیلن

آلومینیوم

آمونیاک مصنوعی

آورومایسین

آهن

اتر(عنصر)

اتر( داروی بیهوشی)

اتم(تئوری انفجاری)

اتم والکترون(تئوری)

آرسنیک

آرگون

اشعه ی ایکس

اشعه ی کاتود

اکسیددوزنگ

اکسیژن خالص

الکترومانیتیک

الکترون(تئوری کامل)

استرپتومایسین

الکل

الکل اتیلیک

امواج الکتریکی(تئوری)

امواج مغناطیسی

انسولین

اوره

اورانوس(سیاره)

اورانیوم

اورلون(نوعی پارچه)

ایتریوم

باریم

بروم

بری بری(بیماری)

بریلیوم

بنزین با اکتان زیاد

بنزین سبک(تجزیه شده)

بیسموت

پنی سیلین

عدد پی

تنتال

تیتان

ترکیب اتمسفر

ترکیب هوا

تئوری انفجار اتمی

ترکیب ژن ها

تعادل مایعات

تقطیر نفت

تیزاب سلطانی

جاذبه ی عمومی زمین

جدول شیمی

جذام(میکروب)

جوهرگوگرد

حساب انتگرال

میکروب حصبه

د.د.ت

میکروب دیفتری

رآکتوراتمی(اورانیوم)

دیفتری(سرم)

رادیوآکتیویته

رادیوم

روبیدیوم

زاج سفید

ژن شناسی

سل(میکروب)

سرم

سرم(تزریق)

سلولز

سلولوئید

سولفانیلامید

سود(ازنمک طعام)

سودصنعتی

سیمان

سیاه زخم

سیاه زخم(واکسن)

    "      (سرم)

طاعون(میکروب)

فسفر

فیزیکوشیمی

قند

کورتیزن

کربنات دوسودمصنوعی

کرم

کزاز(میکروب)

کلر

کلروفورم

کریپتن

کلیسم

گازروشنایی(ابتدایی)

 "     "     (تکمیل)

گازکربنیک

گازمرگ آور

گردش خون

گلوسینیوم

گلوکز

گروه خون

گلیسیرین

گوگرد

لگاریتم

مالاریا

میتل بنفش

مغناطیس حیوانی

مقاومت الکتریکی

منگنز

مولیبدن

میکروب

میکروب های گیاهی

    "     اسهال آمیبی

    "     اسهال خونی

    "     تب راجعه

    "     جذام(باسیل)

    "    حصبه (باسیل)

    "     دیفتری(باسیل)

    "    ذات الریه

    "    سل

    "    سوزاک

    "    سیفلیس

    "    سیاه زخم

    "    طاعون(باسیل)

    "    کزاز(باسیل)

    "   مالاریا

    "   مننژیت

    "   وبا

    "   هاری

نایلون

نپتون(سیاره)

نسبیت(تئوری)

نوترون(تئوری)

نیتروگلیسیرین

نیکل

نیل مصنوعی

واکسن آبله

واکسن فلج

ویتامین ها

ویروس

هلیوم(درآفتاب)

هلیوم(درزمین)

هندسه ی تحلیلی

  "        ترسیمی

هیپنوتیزم

هیدروژن خالص

ید

   

قرن18و19

1899

1940

1836

1827

1919

1948

1300ق.م

1829

1842

1919

1808

1350

1894

1895

1847

درحدود900م

1774

1820

1918

1945

قرن 4 ه0ج

1891

1888

1875

1923

1838

1781

1789

1948

1828

1808

1826

1782

1798

1930

1913

1450

1929

ق.م

1801

1791

1774

1770

1919

1958

قرن سوم ق.م

1891

1370

1667

1874

1784

قرن 4 ه0ج

قرن3 ق.م

1880

1874

1880

1942

درحدود 1900

1896

1898

قرن19

قرن18و19

1935

1882

1888

1890

1848

1890

1934

1790

1863

1756

1840

1881

1872

1894

1670

1822

1747

1936

1806

1798

1884

قرن18

1831

قرن20

1808

1644

1790

1757

1930

1628

1827

قرن19و18

1900

1779

قرن 4 ه0ج

1631

1898

اواخر قرن19

1727

1887

قرن18

1790

1857

1680

1873

1898

1873

1879

1884

1884

1886

1882

1879

1905

1840

1894

1884

1881

1888

1883

1875

1937

1848

1905

1932

1847

1751

اواخرقرن19م

1796

1953

1901

1892

1868

1895

1648

1790-1760

1766

1766

1811

 

ژوزف پریستلی

درسر

وایزمن

ادموند داوی(دیوی)

فردریک وهلر

فریتزهابر

دوگار

اقوام هی تیت

آنکه

لانگ

ارنست راترفورد

جان دالتون

کیمیاگران اروپایی

رامزی رایلی

کنراد رونتگن

پلوگر

کیمیاگران غرب

ژوزف پریستلی

ژان اورستد

ژوزف جرج تامسون

آبراهام واکسمن

محمدبن زکریای رازی

آگوست کاهور

هنریش هرتس

هنریش هرتس

پانتینگ بست

فردریک وهلر

ویلیام هرشل

مارتین کلد پروت

کارخانه دوپونت

فردریک وهلر

داوی

آنتوان بالار

ناکاکی

نیکلاوکلین

ایپاتیف

برتون

باسیل والنتین

الکساندر فلمینگ

ارشمیدس

هوتشت

گرگور

پریستلی

لاووازیه

راترفورد

جوشا آلدریک

ارشمیدس

دوار

ارشمیدس

اسحاق نیوتن

مندلیف

هانس

محمد زکریای رازی

ارشمیدس

ابرت

زایدلر

فردریک لوفر

انریکوفرمی

امیل فون بهرینگ

هانری بکرل

مادام کوری- ماری کوری

بونزن

ژان شاپتال

توماس هانت مورگان

روبرت کخ

شارل ریشه

امیل رو

آنسلم پاین

برادران هایت

دماگ

نیکلالوبلان

سولوی

ایتمون ملاتی

داون

پاستور

روبرت کخ

الکساندر پرسن

جرج برانت

پیراوژن برتلو

مارگراف

کندال

نیکلالوبنان

نیکلاوکلن

نیکولایر

کارل ویلهلم شئل

لوپ ایرا- لیپیک

رایلی و رامزی

داوی

کلیتون

فیلیپ لبون

ژوزف بلاک

روجر آدامس

ویلیام هاروی

فردریک وهلر

ژوزف لوئی پروست

اشتاینر

کارل شیله

زکریای رازی

هانری بریکس

رونالدروس

لوت(شارل)

گالوانی

سیمون اهم

شئل

هیلم

پاستور

لیوونهوک

لش

شیگاوکروزه

ابرمایر

هانزن

ابرت

فردریک لوفلر

لرانکل

رابرت کخ

نایسر

شاودین و هوفمان

داون

یرسین و کینازاتو

نیکولایر

لاوران

وایک سلبام

رابرت کخ

لوئی پاستور

لابراتوار اردوئن

لووریه- آدامس

اینشتین

چادویک

سوبررو

آکسون کرون استت

آدولف بایر

ادوارد جنر

سالک

وایلدرز

ایوانوسکی

نورمان لوکه پر

رمزی

دکارت

گاسپارمونژ

مسمر

هانری کاوندیش

کورتوی

 

 

 

 

انگلیسی

آلمانی

انگلیسی

   " 

آلمانی

   " 

آمریکایی

آسیای غربی

آلمانی

آمریکایی

انگلیسی

انگلیسی

 

انگلیسی

آلمانی

آلمانی

 

انگلیسی

انگلیسی

انگلیسی

کانادایی

ایرانی

فرانسوی

آلمانی

   "

کانادایی

آلمانی

انگلیسی

 آلمانی

آمریکایی

آلمانی

انگلیسی

فرانسوی

ژاپنی

فرانسوی

روسی

آمریکایی

آلمانی

انگلیسی

یونانی

انگلیسی

   "

   "

فرانسوی

انگلیسی  

آمریکایی

یونانی

آمریکایی

یونانی

انگلیسی

روسی

آلمانی

ایرانی

یونانی

آلمانی

آلمانی

آلمانی

ایتالیایی

آلمانی

فرانسوی

لهستانی

آلمانی

فرانسوی

آمریکایی

آلمانی

فرانسوی

فرانسوی

فرانسوی

آمریکایی

آلمانی

فرانسوی

بلژیکی

انگلیسی

فرانسوی

فرانسوی

آلمانی

آلمانی

سوئدی

فرانسوی

آلمانی

آمریکایی

فرانسوی

فرانسوی

آلمانی

سوئدی

فرانسوی

انگلیسی

انگلیسی

انگلیسی

فرانسوی

انگلیسی

آمریکایی

انگلیسی

آلمانی

فرانسوی

آلمانی

سوئدی

ایرانی

آمریکایی

انگلیسی

فرانسوی

ایتالیایی

آلمانی

سوئدی

سوئدی

فرانسوی

سوئدی

آلمانی

آلمانی

آلمانی

نروژی

سویسی

آلمانی

آلمانی

آلمانی

فرانسوی

آلمانی

فرانسوی

فرانسوی- ژاپنی

آلمانی

فرانسوی

اتریشی

آلمانی

فرانسوی

آمریکایی

فرانسوی-انگلیسی

آلمانی

انگلیسی

ایتالیائی

سوئدی

آلمانی

انگلیسی

آمریکایی

بلژیکی

روسی

انگلیسی

انگلیسی

فرانسوی

فرانسوی

آلمانی

انگلیسی

فرانسوی

 

 

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 6:36 | لینک ثابت |

فيبر نوری يکی از محيط های انتقال داده با سرعت بالا است . امروزه از فيبر نوری در موارد متفاوتی نظير: شبکه های تلفن شهری و بين شهری ، شبکه های کامپيوتری و اينترنت استفاده بعمل می آيد. فيبرنوری رشته ای  از تارهای شيشه ای بوده که هر يک از تارها دارای ضخامتی معادل  تار موی انسان را داشته و از آنان برای انتقال اطلاعات در مسافت های طولانی استفاده می شود.

مبانی فيبر نوری

فيبر نوری ، رشته ای   از تارهای بسيار نازک شيشه ای بوده که قطر هر يک از تارها نظير قطر يک تار موی انسان است . تارهای فوق در کلاف هائی سازماندهی و کابل های نوری را بوجود می آورند. از فيبر نوری بمنظور ارسال سيگنال های نوری در مسافت های طولانی استفاده می شود. 

يک فيبر نوری از سه بخش متفاوت تشکيل شده است :

  • هسته (Core) . هسته نازک شيشه ای در مرکز فيبر که سيگنا ل های نوری در آن حرکت می نمايند.

  • روکش (Cladding) . بخش خارجی فيبر بوده که دورتادور هسته را احاطه کرده و باعث برگشت نورمنعکس شده به هسته می گردد.

  • بافر رويه (Buffer Coating) . روکش پلاستيکی که باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .

صدها و هزاران نمونه از رشته های نوری فوق در دسته هائی سازماندهی شده و کابل های نوری را بوجود می آورند. هر يک از کلاف های فيبر نوری توسط يک روکش هائی با نام Jacket محافظت می گردند.

فيبر های نوری در دو گروه عمده ارائه می گردند:

  • فيبرهای تک حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال يک سيگنال در هر فيبر استفاده می شود( نظير : تلفن )

  • فيبرهای چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندين سيگنال در يک فيبر استفاده می شود( نظير : شبکه های کامپيوتری)

فيبرهای تک حالته دارای يک هسته کوچک ( تقريبا" 9 ميکرون قطر ) بوده و قادر به ارسال  نور ليزری مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) می باشند. فيبرهای چند حالته دارای هسته بزرگتر ( تقريبا" 5 / 62 ميکرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED می باشند.

ارسال نور در فيبر نوری

فرض کنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از  يک چراغ قوه  يک راهروی بزرگ و مستقيم  را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد کرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشکلی وجود نداشته  و چراغ قوه می تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن کرد. در صورتيکه راهروی فوق دارای خم و يا پيچ باشد ، با چه مشکلی برخورد خواهيم کرد؟ در اين حالت می توان از يک آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعکاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيکه راهروی فوق دارای پيچ های زيادی باشد ، چه کار بايست کرد؟ در چنين حالتی در تمام طول مسير ديوار راهروی مورد نظر ، می بايست از آيينه استفاده کرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يک زاويه خاص)  از نقطه ای به نقطه ای ديگر حرکت کرده ( جهش کرده و طول مسير راهرو را طی خواهد کرد). عمليات فوق مشابه آنچيزی است که در فيبر نوری انجام می گيرد.

نور، در کابل فيبر نوری از طريق  هسته (نظير  راهروی مثال ارائه شده )  و توسط جهش های پيوسته با توجه به سطح آبکاری شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهای شيشه ای مثال ارائه شده )  حرکت می کند.( مجموع انعکاس  داخلی ) . با توجه به اينکه سطح آبکاری شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمی باشد ، نور قادر به حرکت در مسافت های طولانی می باشد. برخی از سيگنا ل های نوری بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممکن است  دچار نوعی تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوری به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالی دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بين 60 تا 75 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بين 50 تا 60 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بيش از 50 درصد در هر کيلومتر)

سيستم رله فيبر نوری

بمنظور آگاهی از نحوه استفاده فيبر نوری در سيستم های مخابراتی ، مثالی را دنبال خواهيم کرد که مربوط به يک فيلم سينمائی  و يا مستند در رابطه با جنگ جهانی دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائی که بر روی سطح دريا در حال حرکت می باشند ، نياز به برقراری ارتباط با يکديگر در يک وضعيت کاملا" بحرانی و توفانی را دارند. يکی از ناوها قصد  ارسال پيام  برای ناو ديگر را دارد.کاپيتان ناو فوق پيامی برای يک ملوان که بر روی عرشه کشتی مستقر است ، ارسال می دارد. ملوان فوق پيام دريافتی را به مجموعه ای از کدهای مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه می نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يک نورافکن اقدام به ارسال پيام برای ناو ديگر می نمايد. يک ملوان بر روی عرشه کشتی دوم ، کدهای مورس ارسالی را مشاهده می نمايد. در ادامه ملوان فوق کدهای فوق را به يک زبان خاص ( مثلا" انگليسی ) تبديل و آنها را برای کاپيتان ناو ارسال می دارد.  فرض کنيد فاصله دو ناو فوق از يکديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقرای ارتباط بين آنها از يک سيتستم مخابراتی مبتنی بر فيبر نوری استفاده گردد.

سيتستم رله فيبر نوری از عناصر زير تشکيل شده است :

  • فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاری سيگنال های نوری است .

  • فيبر نوری مديريت سيکنال های نوری در يک مسافت را برعهده می گيرد.

  • بازياب نوری . بمنظور تقويت سيگنا ل های نوری در مسافت های طولانی استفاده می گردد.

  • دريافت کننده نوری . سيگنا ل های نوری را دريافت و رمزگشائی می نمايد.

در ادامه به بررسی هر يک از عناصر فوق خواهيم پرداخت .

فرستنده 

وظيفه فرستنده،  مشابه نقش ملوان بر روی عرشه کشتی ناو فرستنده پيام است .  فرستنده سيگنال های نوری را دريافت و دستگاه نوری را بمنظور روشن و خاموش شدن در يک دنباله مناسب ( حرکت منسجم ) هدايت می نمايد. فرستنده ، از لحاظ  فيزيکی در مجاورت فيبر نوری قرار داشته و ممکن است دارای يک لنز بمنظور تمرکز نور در فيبر  باشد. ليزرها دارای توان بمراتب بيشتری نسبت به LED می باشند. قيمت آنها نيز در مقايسه با LED بمراتب بيشتر است . متداولترين طول موج سيگنا ل های نوری ، 850 نانومتر ، 1300 نانومتر و 1550 نانومتر است .

بازياب ( تقويت کننده ) نوری

همانگونه که قبلا" اشاره گرديد ، برخی از سيگنال ها در موارديکه مسافت ارسال اطلاعات  طولانی بوده ( بيش از يک کيلومتر ) و يا از مواد خالص برای تهيه فيبر نوری ( شيشه ) استفاده نشده باشد ، تضعيف و از بين خواهند رفت . در چنين مواردی و بمنظور تقويت ( بالا بردن ) سيگنا ل های نوری تضعيف شده از يک يا چندين " تقويت کننده نوری " استفاده می گردد.  تقويت کننده نوری از فيبرهای نوری متععدد بهمراه يک روکش خاص (doping) تشکيل می گردند. بخش دوپينگ با استفاده از يک ليزر پمپ می گردد . زمانيکه سيگنال تضعيف شده به روکش دوپينگی می رسد ، انرژی ماحصل از ليزر باعث می گردد که مولکول های دوپينگ شده،  به ليزر تبديل می گردند. مولکول های دوپينگ شده در ادامه باعث انعکاس يک سيگنال نوری جديد و قويتر با همان خصايص سيگنال ورودی تضعيف شده ، خواهند بود.( تقويت کننده ليزری)

دريافت کننده نوری

وظيفه دريافت کننده ، مشابه نقش ملوان بر روی عرشه کشتی ناو دريافت کننده پيام است. دستگاه فوق سيگنال های ديجيتالی نوری را اخذ و پس از رمزگشائی ، سيگنا ل های الکتريکی را برای ساير استفاده کنندگان ( کامپيوتر ، تلفن و ... ) ارسال می نمايد. دريافت کننده بمنظور تشخيص نور از يک "فتوسل" و يا "فتوديود" استفاده می کند.

مزايای  فيبر نوری

فيبر نوری در مقايسه با سيم های  های مسی دارای مزايای زير است :

  • ارزانتر. هزينه چندين کيلومتر کابل نوری نسبت به سيم های  مسی کمتر است .

  • نازک تر. قطر فيبرهای نوری بمراتب کمتر از سيم های  مسی است .

  • ظرفيت بالا. پهنای باند فيبر نوری  بمنظور ارسال اطلاعات بمراتب  بيشتر از سيم  مسی است .

  • تضعيف ناچيز. تضعيف سيگنال در فيبر نوری بمراتب کمتر از سيم  مسی است .

  • سيگنال های نوری . برخلاف سيگنال های الکتريکی در يک سيم مسی ، سيگنا ل ها ی نوری در يک فيبر تاثيری  بر فيبر ديگر نخواهند داشت .

  • مصرف برق پايين . با توجه به سيگنال ها در فيبر نوری کمتر ضعيف می گردند ، بنابراين می توان از فرستنده هائی با ميزان برق مصرفی پايين نسبت به فرستنده های الکتريکی که از ولتاژ بالائی استفاده می نمايند ، استفاده کرد.

  • سيگنال های ديجيتال . فيبر نور ی مناسب بمنظور انتقال  اطلاعات ديجيتالی است .

  • غير اشتعال زا . با توجه به عدم وجود الکتريسيته ، امکان بروز آتش سوزی وجود نخواهد داشت .

  • سبک وزن . وزن يک کابل فيبر نوری بمراتب کمتر از کابل مسی (قابل مقايسه)  است.

  • انعطاف پذير . با توجه به انعظاف پذيری فيبر نوری و قابليت ارسال و دريافت نور از آنان، در موارد متفاوت نظير دوربين های ديجيتال با موارد کاربردی خاص مانند : عکس برداری پزشکی ، لوله کشی و ...استفاده می گردد.

با توجه به مزايای فراوان فيبر نوری ، امروزه از اين نوع کابل ها در موارد متفاوتی  استفاده می شود. اکثر شبکه های کامپيوتری و يا مخابرات ازراه دور در مقياس وسيعی از فيبر نوری استفاده می نمايند.

منبع:سایت فرهنگی خاطره

نوشته شده توسط نوید در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 6:32 | لینک ثابت |